تبلیغات |
Site News Agency visor Welcome
|
افغانستان مورد توجه همسایگانش، همیشه بازیچه قدرت های بزرگ بوده است.حتی علت وجودی اش هم همین است، زیرا که در انتهای قرن 19 به عنوان منطقه حایل میان کشور گشایی روسیه و امپراطوری بریتانیایی هندی ها،به دست لندن و مسکو به وجود آمد.از هنگام سقوط حکومت طالبان در کابل در نوامبر 2001 ایالات متحده و ناتو خود را به بازی بزرگی دعوت کرده اند که در آسیای جنوبی هم چنان ادامه دارد.وضع پاکستان و ایران ،دو همسایه که بالقوه منتظر فرصت برای بلعیدن حکومت کابل هستند، عمیقا متاثر از ورود این دو نقش اصلی جدید بر روی صحنه نمایش افغان است.
ما می توانیم متعجب شویم که رئیس جمهور افغان حامد کرزای با این که همیشه از نقش پاکستان انتقاد کرده است تا کنون از قرار دادن واضح ایران در میان دشمنان افغانستان خودداری کرده است .با وجود این بعضی از همکارانش خود را از انتقاد از ایران محروم نمی کنند. چند ماه پیش کرزای تا آن جا پیش رفت که اسلام آباد را متهم کرد که می خواهد کشورش را از طریق جهادی ها که در جنوب و جنوب شرقی افغانستان و حتی تا کابل عمل می کنند ،به مستمعره اش تبدیل کند. ...،کرزای دیگر نمی تواند منکر شود که :ایران به راستی می خواهد کشورش را بی ثبات کند.بی شک با ضربات کوچک اما بسیار عمیق تر که پاکستان نمی تواند مانند آن را وارد کند. با نزدیک کردن خود به طالبان که هیچ چیز منحصر به فردی ندارد و وانگهی همین امر هم محقق نشده است ، با استفاده از روابطی که تهران در سال های 1980 با مجاهدین سابق ،"اربابان جنگ "که اکنون کرسی های متعددی در مجلس کابل را اشغال کرده اند،با بازگرداندن هزاران پناهنده که در ایران پناه یافته بودند.بعضی ها در هنگام تهاجم شوروی در سال 1979 ،بقیه بعد از به قدرت رسیدن طالبان در 1996 و آخرین ها بعد از سقوط همان طالبان در 2001 ،چیزی که باعث نشد که محلی برای تغذیه شورشیان اسلامی در خاک ایران ایجاد نکنند ،حتی اگر که کم اهمیت تر از نیروهایشان در پاکستان باشد. اگر واشنگتن از این به بعد به طور واضح تهران را به دادن سلاح و آموزش دادن به طالبان متهم کند این بدترین چیز نخواهد بود.با بازی کردن با ورق ظالمانه پناهندگان ،حکومت ایران به کابل و در نتیجه امریکا و ناتوضربه محکم تری می زند تا با انتقال اسلحه به شورشیان.همان طور که امین تارزی از آگاهان سیاسی افغان عنوان می کند " با بیرون راندن مهاجران افغان، ایرانی ها یک فاجعه انسانی خلق می کنند که ناتوانی حکومت کرزای و غربی ها از ساختن یک کشور در صلح و امنیت موعود را روشن می کند." سازمان غیر دولتی امریکایی دیده بان حقوق بشر به تازگی از تهران خواست که به بازفرستادن انبوه پناهندگان افغانی پایان دهد.این سازمان تصریح می کند که نزدیک به 000 100 افغانی از پایان ماه آوریل از ایران بیرون فرستاده شده اند:" تعدادی از این افراد در بیابان زندگی می کنند و از غذا ،آب و سرپناه محروم هستند. ایرانی ها ،حکومت افغان و سازمان ملل باید از این بابت شرمنده باشند."اما بعید است که ایران از یکی از بهترین دستاویزهایی که برای پیچاندن دست کرزای و دوستانش دارد چشم پوشی کند.امین تارزی تایید می کند " آن گونه که تهران چند ماه اخیر در مقابل افغانستان رفتار می کند هیچ از سر تصادف نیست .با فرض این که واشنگتن و متحدان ناتویش به اعمال فشار بر روی ایران ادامه دهند،مخصوصا به دلیل برنامه هسته ای اش ،طرفداری اش از تروریسم بین المللی،تجاوز به حقوق بشر،برای تهران هیچ سخت نخواهد بود که برایشان مشکلات جدی در جبهه افغان ایجاد کند." رنگین دادفر سپنتا،وزیر امور خارجه افغان،اطمینان دارد که باز فرستادن پناهندگان افغان جزو فشارهای تهران بر روی حکومت کابل است تا در مقابل خواست ناتو که می خواهد حضورش در افغانستان را همیشگی کند مقاومت کند و برای این که با تهران بر سر موضوع پرونده هسته ای ایران همسو شود.این نیز درست است که ایران هیچ وقت ضدیتش را با استقرار نیروهای ناتو در افغانستان پنهان نکرده است. پل راجرز استاد علوم سیاسی در دانشگاه برادفورد انگلستان تصدیق می کند :"مدتی است که ایران برای نیروهای ناتو در افغانستان مشکلات غیر منتظره ای ایجاد می کند.بسیاری از پناهندگان افغان،که چندین سال در ایران به سر برده بودند رابطه تنگاتنگ خود با طالبان را حفظ کردند.زمانی که به افغانستان باز می گردند تعداد زیادی از آن ها انتخاب می کنند و یا متقاعد می شوند که به صف یاغیان بپیوندند.برای واشنگتن که در گذشته به شدت از ایران انتقاد کرده است که چرا افغان ها را در ایران می پذیرد،بسیار مشکل است که اکنون به ایران بابت باز فرستادن مهاجران اعتراض کند." آیا ایران قیمت را در مزایده بالاتر خواهد برد؟مسئول قدیم شهرستان فرح ،هم مرز با ایران،تایید می کند که " در ماه مارس ایرانی ها تعداد زیادی از مخالفان سیاسی حکومت افغان را در یک اردوگاه پناهندگان به نام شمس آباد تعلیم می داده اند."یک مسئول نظامی شهرستان نیمروز که باز در مرز ایران واقع شده،اعلام کرده است که شاهد" سه بار تجاوز هلی کوپترهای ایرانی به حریم هوایی افغان بوده است." یک چیز قطعی است،با حفظ یک افغانستان بی ثبات،با آوردن نیروهای ائتلاف و ناتو برای مبارزه با یاغیان در غرب کشور و نه دیگر فقط در مرزهای شرقی،تهران به دنبال آن است که از تبدیل افغانستان به یک سکو برای حملات احتمالی امریکایی ها به محدوده ایران جلوگیری کند.
|
|||||||||||||
|
| |
|
شایعترین علت ایجاد كننده ی درد كف پا التهاب نوعی بافت همبند است كه در این ناحیه قرار گرفته است. | |
|
كف پای درناك مشكل شایعی است. درد در استخوان كنار انگشت شست ، پینه ها و میخچه ها ، درد انگشتان پا ، التهاب مفاصل و آرتروز از علل شایع درد پا هستند. درد پشت پاشنه معمولا به علت التهاب تاندون آشیل و یا بورسیت (التهاب كیسه ای كه حاوی كمی مایع است و بین تاندون و استخوان قرار می گیرد) ایجاد می شود. شایعترین علت ایجاد كننده ی درد كف پا التهاب نوعی بافت همبند است كه در این ناحیه قرار گرفته است و در اصطلاح آناتومی به آن فاشیا گفته می شود.
مكانیسم آسیب دیدگی چگونه است؟
- وارد شدن مكرر نیروی كششی و فشاری به قوس كف پا. -اختلال آناتومی كف پا كه نیروی زیادی را به این ناحیه وارد كند مانند كف پای صاف.
- وجود دوره هایی از آسیب دیدگی و بهبود این ناحیه.
- سپس در اثر آسیب واسطه های شیمیایی التهابی آزاد می شوند كه درد ایجاد می كنند.
- در برخی موارد كف پای صاف ممكن است در مواردی در این ناحیه به صورت خودبخود دچار پارگی شود.
- در اثر التهاب بافت آسیب دیده به صورت بافت همبند (اسكار) ترمیم می شود و آهكی شدن بافتی (كلسیفیكاسیون) ایجاد می شود كه دردناك خواهد بود.
عوامل خطر:
سن بالای 40 سال اضافه وزن
بی تحرك بودن فرد
كاهش حركات رو به بالای مچ پا (دورسی فلكشن)
راه رفتن مكرر روی سطوح سخت
پوشیدن كفش تخت
شواهد كافی مبنی بر ارتباط شغل با التهاب بافت همبند كف پا (فاشئیت پلنتار) وجود ندارد و نمی توان آن را یك آسیب شغلی دانست.
علائم:
درد ممكن است در یك محل مشخص احساس نشود. ممكن است درد در زیر پاشنه ، پشت پا یا در مچ پا احساس گردد. اما اگر درد به قسمت جلوی پا ، پنجه ها و یا به ساق پا انتشار پیدا كند ممكن است آسیب نخاع كمری مطرح باشد. درد در اوایل صبح و با گذاشتن پا روی زمین بدتر می شده و پس از یك دوره استراحت بهتر می شود اما معمولا در طول روز و با حركت بیشتر پاها درد بهتر می شود. ماهیت درد حالت كششی و از هم گسیختگی دارد. در معاینه خم كردن مچ پا به بالا (حركت دورسی فلكشن) به علت ایجاد كشش در بافت همبند كف پا (فاشیا) موجب ایجاد درد می شود. معمولا تورم وجود ندارد یا كم است. تشخیصهای افتراقی:
اگرچه شایعترین علت درد پاشنه التهاب بافت همبندی كف پا (فاشیای پلنتار) است اما عوامل دیگری نیز می توانند عامل این مشكل باشند و به خصوص اگر مشكل بیمار به درمان جواب ندهد باید مد نظر قرار گیرند. سندرم پاشنه ی كبود:
این مشكل در افراد مسن چاق یا افراد جوانتری كه ورزشكار هستند و روی سطوح سخت ورزش می كنند ممكن است روی دهد. درد معمولا عقبتر و در ناحیه خلفی تری است و زیر بالشتك چربی استخوان پاشنه احساس می شود. كفی های مخصوص ممكن است تجویز شوند و یا درمانهای دیگری صورت گیرند. بورسیت زیر پاشنه: بورسیت یا التهاب كیسه ای كه حاوی كمی مایع است و بین تاندون و استخوان قرار می گیرد. ممكن است در ناحیه زیر استخوان پاشنه ایجاد شود كه بیشتر در افراد مسنی كه كفش جدیدی را پوشیده اند روی می دهد. ممكن است یك تورم حساس به لمس در زیر پاشنه ایجاد شود كه درد با خم كردن پنجه و حركت مچ پا تغییری نمی كند. درمان با بیرون كشیدن مایع ملتهب و یا تزریق دارویی ممكن است موثر باشد. سندرم تونل تارس:
یكی از عصبهای پا از زیر عناصری عبور می كند كه برخی اوقات ممكن است تحت فشار عناصر اطراف خود قرار گیرد. در این صورت درد ، بی حسی و احساس سوزش در قسمت داخلی پا ، مچ یا حتی ساق پا روی می دهد. این علائم در یك محل خاص احساس نمی شود و شبها بدتر می شود. این مشكل ممكن است با دیابت ، كم كاری تیروئید ، التهاب مفاصل و اختلالات آناتومیك پا مانند كف پای صاف مرتبط باشد. تزریق استروئید در كنار درمان عامل زمینه ای می تواند كمكم كننده باشد. علل دیگر:
در موارد نادری ممكن است درد پاشنه علت مهمتری داشته باشد به خصوص اگر درد علیرغم درمان 6-3 ماه طول بكشد. نقرس در موارد نادری ممكن است با علائمی شبیه به التهاب بافت همبند كف پا بروز كند. در موارد نادری مشكلات دیگری مثل فیبروساركوما ، متاستاز ، جسم خارجی ، اوستئومیلیت ، توبركلوزیس نیز می توانند علت این مشكل باشند.
تشخیص :
تشخیص معمولا بالینی و از طریق معاینه است اما ممكن است در مواردی نیاز به انجام رادیوگرافی ،آزمایش خون و یا آزمایشات هدایت عصبی باشد. اگر پس از سه ماه درمان مشكل برطرف نشود در مواردی سونوگرافی ویا ام.آر.آی ممكن است درخواست شوند. درمان:
درمان به شدت علائم بستگی دارد. در موارد خفیف :
آموزش به منظور كاهش فشاری كه بر پاها وارد می شوند ، كاهش وزن و عدم فعالیت بر روی سطوح سخت ، كفی كفش طبی و مناسب ، تمرینات كششی غیر فعال ، استفاده از سرما و گرما ، ماساژ مالشی كف پا ، و داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی توصیه می شوند. در موارد درد با شدت متوسط :
در این موارد ممكن است فرد به سطوح تخصصی تر ارجاع داده شود. علاوه بر درمانهای فوق ، فیزیوتراپی ، تزریق داروهای بی حس كننده و ضد التهاب ، آتل شبانه از جنس سخت و آتل غیر ثابت هنگام راه رفتن. در موارد شدید و یا مواردی كه به درمان پاسخ نمی دهند: ارجاع به سطوح فوق تخصصی و ارزیابی مجدد برای بررسی عامل ایجاد كننده و در مواردی جراحی توصیه می شود. |

بر اساس این گزارش به نقل از هفت تیر؛ نویسنده در ادامه مطلبی ذیل عنوان "دست نوشته های یک کارمند سازمان ملل در مشهد" می نویسد: بعنوان مأمور سازمان ملل در شناخت و تشخیص پناهندگان واقعی تحت کنوانسیون ۱۹۵۱ به مشهد رفته بودم . طبیعی است که اسم ””UN”” و سازمان ملل خیلی دهن پر کن است. خیلی ها فکر می کردند ما آنجا نشسته ایم تا صلح جهانی را تأمین کنیم.
از بیرون، همه فکر می کردند داخل آن ساختمان چه خبر است. این که هزاران افغانی به زحمت از کله سحر می آیند و صف می کشند تا بعد از سه روز بتوانند نوبت بگیرند و به داخل بیایند نیز مضاف بر آن شده بود افغانها فکر می کردند بعد از داخل شدن پذیرایی مفصلی می شوند و از آنها پرسیده می شود چه مشکلی دارند حتما بعدش می آیند و از هزار مشکل خود در ایران صحبت می کنند و بعد از آنها پرسیده می شود که کجای دنیا می خواهند بروند حتما آنها می گویند ژنو .بعد ما دست می زنیم و یک خدمتکار با سینی وارد می شود که داخل سینی یک بلیط لوفت هانزا به مقصد ژنو گذاشته شده است .
همکارها و دوست های وزارت کشور هم آنجا بودند. به ما به چشم خائنین وطن فروش نگاه می کردند که می خواهند کشور را ایران افغانی کنند. طبق قوانین کنوانسیون ۱۹۵۱ کسانی که می خواهند ادعای پناهندگی کنند حتماً باید در کشوری خارج از محل زندگی خود این درخواست را بدهند و بسیار طبیعی است که هیچ ایرانی در داخل خاک ایران نمیتواند به دفتر UNHCR مراجعه کند و تقاضای پناهندگی بدهد.
.jpg)
یک روز صبح زود که رفته بودم صلح جهانی را تأمین کنم متوجه شدم کسی که به داخل اتاق مصاحبه آمده یک دختر جوان است که با چادر روی خود را سخت گرفته و سر خود را به زیر انداخته است. خیلی از زنان افغانی وقتی به داخل می آمدند، به همین حال می آمدند و می پرسیدند کدام یک از ما مأمور سازمان ملل است. به مأمورین وزارت کشور اعتماد نداشند. از همکارم خواستم بیرون برود .
برایش توضیح دادم که هرگونه اطلاعی که او به ما بدهد کاملاً محفوظ می ماند و در پرونده های سازمان ملل ضبط شده و بدون اجازه او هیچ استفاده ای از آن نمی شود. با متانت و آرامش و با احترام کامل از او خواستم حداقل صورتش را نشانم بدهد. خیلی راحت چادر را از سرش برداشت. روسری سرش بود. خیلی جوان بود ولی دور چشمانش کبودی می زد و رنگ زرد چهره اش را گرفته بود. به امتحانی ها نمی خورد. حدس زدم باید از فارس های کابل باشد. اسمش را پرسیدم. اگر شروع به صحبت می کرد می توانستم بفهمم اهل کجای افغانستان است ولی آرام و شمرده گفت: من کمک می خواهم. فارسی خودمان را خالص صحبت می کرد. پرسیدم شما افغانی هستید؟ گفت: نه. گفتم: ما فقط برای افغانی ها فعالیت می کنیم. بفرمایید که اهل کدام کشور هستید؟ گفت: ایران. مشهد. گفتم: متأسفم. لطفاً تشریف ببرید.
قبلاً هم چنین اتفاقی افتاده بود. ایرانی هایی که فکر می کردند مأمورین سازمان ملل، کبوترهای صلح هستند که هر کدام یک برگ زیتون بر منقار دارند، می آمدند و از حقوق بشر و غیره شکایت می کردند. کلی طو ل می کشید تا به آنها بفهمانیم سازمان ملل آژانس های مختلف دارد و ما مأمورین کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان هستیم و آنها دست آخر بلند می شدند و با فحش و ناسزا آنجا را ترك می كردند .
با صدایی گرفته گفت : من كمك می خواهم . با خود گفتم باز این سناریو قرار است تكرار شود . به صندلی تكیه دادم و اجازه دادم مشكلش را بگوید . می گفت و من توضیح می دادم و او می رفت . مثل روزهای دیگر . گفت : من می خواهم مرا از دست شوهرم نجات بدهید . با لحن تمسخر آمیز گفتم : خوب به دادگاه خانواده بروید و درخواست كمك كنید . گفت : شوهرم افغانی است . شروع شد . باز هم یك بدبخت دیگر .
دختران ایرانی فقیر و بیچاره ای كه در ازای پرداخت پول به افغانی ها فروخته می شدند تا مرد افغانی بتواند كارت اقامت بگیرد . رویه اشتباه وزارت كشور . ازدواج شرعی و غیر رسمی . چون افغانی ها نمی توانند رسمی در ایران ازدواج كنند . شرعی ازدواج می كنند . قیمتش هم بین یكصدهزار تا یك میلیون تومان است . به راحتی به محله های فقیر نشین می روند و دختر می خرند . وزارت كشور هم تبعه خودش را این طور حفظ می كرد كه به شوهر اجازه اقامت می داد تا دختر مجبور نشود به افغانستان برود . بدبخت ها نمی دانند با ازدواج با یك افغانی تابعیت ایرانی خود را از دست می دهند . گقتم : كار شما چندان هم سخت نیست . بروید و دادخواست بدهید . دادگاه حكم می دهد و شوهرتان را هم از كشور اخراج می كنند .
گفت : نه می خواهم شما مرا نجات بدهید . گفتم : ما نمی توانیم . بعد با بی حوصلگی گفتم : خوب . بگو مشكل چیست . گفت : پدرم معتاد است . ما هفت تا خواهر و برادریم , من بزرگتر ازهمه هستم. پدرم از من بدش می آید . می گوید دختر فقط بدبختی به بار می آورد . اگر پسر بودی می توانستی كمك خرج من باشی . منظورش از كمك خرج این است كه می توانستم برایش مواد ببرم . لااقل بدوك می شدم و برایش جنس خوب می آوردم . خلاصه خیلی سر كوفت می زد . زیاد داستان جدیدی نبود . نگاهش كردم . مستقیم و خیره به موزاییك جلوی پایش نگاه می كرد . پاهایش را محكم به هم چسبانده بود ولی پاهایش می لرزیدند . دست خود را روی پایش گذاشت تا جلوی لرزش را بگیرد . ولی دستهایش هم لرزیدند .
تا اینكه غلام سخی آمد . من فقط می توانستم كارهای خانه را بكنم . كسی هم خواستگاری من نمی آمد . ما در محله فقیر نشین پشت طلاب زندگی می كنیم . یك خانه خرابه داریم و مادرم در خانه های مردم كار می كند تا بتواند خرج ما ومواد بابام رابدهد . غلام سخی آمد پیش پدرم . پدرم مرابراندازكرد وگفت : یك میلیون تومان می خواهم . غلام سخی رفت و فردا با یك بسته تریاك آمد . با هم چانه زدند و سر هفتصدهزار تومان توافق كردند . دیگر هرچه تریاك آورد , پدرم كمتر از هفتصدهزار تومان رضایت نداد . غلام سخی مهلت خواست و یك هفته بعد آمد و پول را داد و من نزد صلای محله به عقد غلام در آمدم . گفتم : خوب اینكه چیز تازه ای نیست . متاسفانه به دلیل رویه غلط اداره اتباع امور خارجه و جهل مردم این اتفاق زیاد می افتد . ما كاری نمی توانیم بكنیم ولی حداقل دادگستری خوب عمل می كند بروید و دادخواست طلاق بدهید.
لحظه ای چشم در چشم من دوخت و چیزی نگفت در عمق چشمانش خواندم كه خود را بسیار دور از من می بیند در حالی كه كمتر از ۳ متر با من فاصله دارد. گفت : حداقل گوش كنید . گفتم : ما وقت گوش كردن نداریم . بفرمایید . به چشمانم زل زد و با بغضی فرو خورده گفت : باید گوش كنید . سیگاری آتش زدم و تكیه دادم و با دست اشاره كردم كه ادامه دهد . گفت : من فقط هفته ای یك شب غلام سخی را می بینم . گفتم : آخر این هم شد مشكل ؟ حتما می رود دنبال پخش مواد . گفت : شاید هم برود ولی این مشكل من نیست . گفتم : خانم دست بردار . چند سالته ؟ گفت : ۱۹ سال . گفتم : شكر خدا كه عقلت كار می كنه ؟ گفت : نمی دانم . بیش از حد آرام بود . عصبی شده بودم . گفتم : خانم جان . دخترم . زندگی قواعد خاص خودش را دارد . شوهر را باید در خانه نگهداشت . اگر هم سر به راه نیست جدا شو . این كه مشكلی نیست . گفت : نمی دانم . گفتم : پس مشكلت چیه ؟ گفت : من هفت تا شوهر دارم ...
ما بقی مقاله در ادامه مطلب

